گرجیان ایران در تاریخ
گرجیان ایران قومی سخت کوش و سازنده  (از تبار الله وردیخان گرجی که سازنده سی وسه پل اصفهان می باشد)

 

تفلیس

 

تهران

 

بهمن 1390
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آرشیو
موضوع بندی

شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 30 بهمن ماه سال 1390
منطقه گرجی نشین افوس

افوس

مردم افوس گرجی تبار هستند، اما متاسفانه تکلم به زبان گرجی در این شهر به فراموشی سپرده شده است. در فراز و نشیبهای متعددی که گرجیان ایران با / ‌آن مواجه بودند کمتر مساله ای مانند استحاله زبانی مردم افوس ناراحت کننده است. گرچه مردم افوس ظلم و جور و اجبار خوانین را عامل این امر می دانند، اما به نظر نگارنده این دلیل برازنده صفت تاریخی گرجیان ( حفظ فرهنگ و زبان گرجی در هر شرایط ) نیست.

روستای افوس در 38 کیلومتری غرب شهر داران مرکز فرمانداری فریدن بین روستاهای شش جوان، بوئین، داش گسن و خویگان واقع  است.

ده افوس در دامنه کوه قوسی شکل بهمین نام ایجاد شده این کوه بلند و برف گیر است برفش همگی و بدین علت جویبارهای زیادی از این کوه سرچشمه میگیرد.

از مجموع جویبارهای این  کوه، آب سرچشمه که منبع اصلی آب زراعی افوس است تأمین میگردد. جوی سرچشمه راه خود را در دره ای مشجر و با صفا بطرف شمال باز میکند. خانه های افوس در مغرب این درة پردرخت در امتداد شمال به جنوب گسترش یافته است و زمینهای زراعی در مشرق و جنوب درة فوق توسعه یافته است.

آب و هوا

آب و هوای افوس معتدل کوهستانی است زمستانش سرد و پربرف و تابستانی ملایم و مطبوع دارد. کوهستانی بودن افوس و تغییرات ناگهانی حرارت سبب وزش بادهائی باسامی : باد قبله، باد توغان، وزمه باد، باد مشرق و باد مغرب میگردد در نزد افوسیها مفیدترین آنها وزمه باد است که خوش یمن نیز میباشد موقع وزش آن از اواخر اسفند ماه تا اوایل فروردین ماه است که بیش از 20 روز ادامه دارد. وزش این باد برفهای سنگین را میبرد واشجار را بارور میسازد و بقول افوسیها صفا وحالی بعد از یک دوره ممتد زمستان به افوس میدهد بی مناسبت نیست که افوسیها در وصف این باد شعر زیر را میخوانند:

غم ز دل برداری و برف از نساران2

 وزمه باد ای وزمه باد ای شاه بادان 1

تنوع آب و هوا و جنس خاک سبب رویش گیاهان علفی و بوته ای خودرو در افوس میگردد وجود این گیاهان سبب میشود که در فصل گرم، صحرا و بیابان افوس سبز و خرم باشد.

کشاورزی

به نسبت جمعیت و آب، زمینهای زراعی افوس محدود است و بدین جهت زمین برعکس سایر روستاهای ایران مرکزی ارزش زیاد دارد زمینها تا ده سال پیش مشاع بوده و سال بسال هر زارع در زمین دیگری که بر اثر قرعه باو تعلق میگرفته کشت و کار میکرده است. زمین هر زارع به قطعاتی پراکنده و دور از هم تقسیم می شده و بدین جهت هر زارع در صحراهای 3 افوس قطعاتی داشته است اما از ده سال پیش تاکنون زمینهای زراعی هر زارع عوض شده و حالت مفروز به خود گرفته است. این امر در علاقمندی زارعین به عمران زمین مؤثر افتاده است.

در زمینهای زراعی افوس اقسام محصولات مانند گندم، جو، یونجه، سیب زمینی، عدس، نخود، ماشک گاوانه کاشته میشود. کشت این محصولات در زمینها بتناوب انجام میشود و این امر آیش زمین را میگیرد.

قسمتی از تولیدات کشاورزی که مازاد بر مصرف است بخارج از ده صادر میگردد. وجود سیستم خورده مالکی در ده از عواملی بوده که در آبادی زمین وبالا رفتن سطح کشت مؤثر بوده است.

در افوس درختانی چون تبریزی، صنوبر، گردو، بید، بادام، زردآلو و مو کاشته میشود، موستانهای افوس در صحرای دره دی4 و ناحیه مصلی است.

مصلی که تپه ای زیبا و مشجر است موستانهای افوس را در دل خود جای داده است. مصلی در نزد مردم مقدس است و مردم نماز عید فطر را در آن ناحیه برگزار می کنند.

آب زراعتی

منبع اصلی آب زراعتی افوس چشمه و قنات است که 96 شعیر یا شش دانگ ده را آبیاری میکنند، بنابراین هر دانگ معادل 16 شعیر است. گردش آب در زمینها هر هشت روز یکبار است. واحد آب «جو» است هر 5/1 جو در 8 روز 24 ساعت آب است. آبهای چشمه و قنات در 4 جوی جاری هستند و ترتیب آبیاری طوری است که هر جوی مقداری زمین را آبیاری میکند. چهار جوی عبارتند از :

1 – جوی های آخاروئی ، دره دی ، سرچشمه که هر کدان یک شعیر زمین را در یک روز آبیاری می کند.

2 – جوی وراز گر، دو دانگ یا 32 شعیر زمین را از قرار  روزی 4 شعیر مشروب میکند.

3 – جوی ده روستائی یک دانگ یا 16 شعیر را روزی دو شعیر در مدت 8 روز آبیاری میکند.

4– جوی کوئیت روئی 24 شعیر یا دو دانگ را از قرار روزی 3 شعیر در مدت 8 روز آبیاری میکند.

حیوانات

در افوس حیوانات منطقه معتدل سرد زندگی میکنند از حیوانات اهلی گاو و گوسفند، بز، الاغ، اسب و قاطر نگهداری میشود. یونجه زارهای افوس مخصوص پرورش بز و گوسفند است و امروزه بیش از 5 هزار گوسفند و بز در افوس پرورش می یابد که در زمینهای اطراف بصورت گله بچرا می روند در زمستان با علوفه خشک تغذیه میگردند. در حدود 1000 رأس گاو و گوساله در افوس نگهداری میشود و دامپروری چنان با کشاورزی تلفیق شده که از آن جدا شدنی نیست. کشاورز افوسی با درآمدناشی از دامداری درآمد کم کشاورزی خود را جبران میکند. کشت زارهای وسیع یونجه بخاطر این امر توسعه یافته و هر زارع سعی میکند مزارع یونجه خود را گسترش دهد.

حیوانات وحشی مانند خرس، گراز، اقسام شکار، گرگ و روباه و شغال و خرگوش بفراوانی در کوهستان افوس وجود دارد. پلنگ نیز از حیواناتی است که در این منطقه یافت میشود.

پیدایش افوس

طبق اسنادی‌ه که موجود است در نیمه  اول قرن یازدهم هجری بامر شاه عباس بزرگ طایفه ای از گرجیان مسلمان در ناحیه افوس ساکن شدند. این مردم بکشاورزی و دامداری اشتغال ورزیدند ودر سراسر دوره شاه عباس از حمایت این شاهنشاه برخوردار بودند. در طول نزدیک چهار قرن این مردم گرجی نسب با دیگر مردمان آمیزش و اختلاط پیدا نموده و افوسیهای امروزی از نسل آنها هستند.

درباره وجه تسمیه افوس روایات مختلف است، عوام معتقدند که کلمه افوس از افسوس آمده و دلیل آنها هم اینست که چون در گذشته زندگی این مردم با رنج و پریشانی همراه بوده همیشه افسوس می خوردند. چه گذشته آنها خوب بوده است. این افسوس برای آنها باقیمانده است. آنها میگفتند افسوس که سیل آمد، افسوس که یاغیان به این ده حمله کردند و جوانانمان را کشته و اموالمان را غارت کردند. چنین شد که این سرزمین افسوس نامیده شد. اما زنی دانا و شیردل بنام بی بی خاتون به تبلیغ برخاست که این کلمه افسوس اعتراض میکرد و سرانجام پیشنهاد نمود که باید حرف (س) از حرف سوم افسوس کم شود، دیگران با او هم داستان شده و چنین شد که کلمه افسوس به افوس تغییر نام داد.

اما احتمالاً نام افوس از کلمه افوسلیا که اصولاً لفظی گرجی است آمده و مردم گرجی نسب نام طایفه یا سرزمین اولیه خود را به سرزمین تازه نهادند وافوس بدین سان رایج شد.

جمعیت

افوس 2793 6 جمعیت دارد که در 523 خانواده زندگی می کنند. رؤسای این خانواده ها 54 درصد کشاورزی، 17 درصد کارگر، 17 درصد خوش نشین، 8 درصد خانه دار، 3 درصد کارگر کشاورز و نزدیک یک درصد دامدار7 هستند.

از زنان و مردان از 7 ساله ببالا 30 درصد با سواد هستند که در بین دهات مجاور این ضریب جالب است.

مشکل سکونت

خانه های افوس یکنواخت و یکسان نیست و مشابهتی با خانه های روستاهای کوچک ندارد. تنوع خانه ها بواسطه عوامل مختلفی است که در این امر دخالت دارند8 .

 مصالح ساختمانی همان است که طبیعت برایگان در اختیار مردم گذاشته است خاک و سنگ و چوب از عوامل اصلی ساخت خانه است، کمی زمین عامل امنیت و عوامل دیگری سبب تجمع خانه ها شده است. این تجمع بصورت زنجیره ای در امتداد دره ای ساخته شده که همیشه پرآب و سبز و خرم است کوچه ها تنگ و سردر   خانه ها کوتاه است. خانه  های قدیمی تقریباً یکسان و یکنواخت است. در حالیکه خانه های جدید با آنها تفاوت اساسی دارد.

این تفاوت در حیاط، مستراح، بزرگی اطاقها، بلندی سردر و محل آغلها و سقف و دیگر قسمتهای خانه است. بام خانه ها با خاک سیاه رنگی که از دامنه یکی از تپه های غربی استخراج میگردد، اندود میگردد. این خاک بعد از مصرف بصورت و مانند سیمان درمیآید و در مقابل برف و باران کاملاً مقاوم است.

  فعالیت زنان در امور اقتصادی

زنان افوس در تمام مراحل کشت و زرع بکمک مردان خود در مزارع بکار مشغول میشوند و در فصول سرد و هنگامیکه کار کشاورزی کم و سبک است به بافتن قالی و جاجیم و کیسه و پشم ریسی مشغول میشوند. اشتغال زنان بر این گونه صنایع دستی عمومیت دارد و درآمد ناشی از این امر در بهبود وضع اقتصادی خانواده مؤثر است. بازار فروش این صنایع، شهر داران فریدن و شهر اصفهان است.

مراسم و اعیاد

مردم  افوس مانند دیگر مردم روستاهای ایران اعیاد ملی را جشن میگیرند و سایر مراسم راکم و بیش شبیه آنان برگزار می کنند. ضمناً در مواقع کم کاری و زمستان در صورت مساعد بودن هوا بازیهائی بنامهای زیر برگزار میکنند:

گوند ورشاله9 ، قارداختما10 ، گانگالی11 ، گوبازی12 ، ریگی پائین13 .

جشن حکومت زن یا جشن محصول

از جمله مراسم واعیادی که مردم افوس بر پا میکنند برگزاری جشن محصول یا جشن حکومت زن است. این جشن که مصادف است با برداشت محصول است معمولاً 80 روز بعد از فروردین برگزار میگردد. جشن روز مخصوص نداشته و رسم چنان است که در یکی از روزهای اواخر بهار انجمنی از ریش سفیدان و بزرگترها و تنی چند از زنان گیس سفید و مسن که سرد و گرم روزگار را چشیده باشند تشکیل میگردد. وظیفه اصلی این انجمن تعیین روز قطعی برگزاری جشن است، ضمناً انجمن کمیته ای را که میبایست مقدمات جشن را فراهم کند انتخاب مینماید. افراد در این کمیته وظیفه ای مخصوص دارند مهمترین وظیفه این هیئت انتخاب حاکم است که پس از مشورت و گفتگوی زیاد از بین زنان ده انتخاب می گردد. این حاکم باید خصوصیاتی داشته باشد. به حسن خلق و نیکوکاری معروف بوده رشید و بلند قامت باشد. جذبه و شهامت داشته باشد. آنچه در انتخاب یک حاکم دخالت زیاد دارد آن است که مابین زنان محبوبیت خاص داشته باشد، خوب حرف بزند و امر و نهی کند در فرمانش ثابت قدم باشد. کسیکه بعنوان حاکم زنان انتخاب میگردد برای خانواده و همسرش افتخار بزرگی است.

گرچه همه مردم ده با هم بستگی دارند اما حاکم شدن آرزوئی بوده که همه زنان دارند. بعد از انتخاب حاکم زیر نظر او «رجال دولت»14 و اعیان مملکت انتخاب میگردد و جایگاهشان در بارگاه معین میشود، قراولانی نیز برای بارگاه و دروازه ها انتخاب میگردد.

و همچنین شخصی مأمور15 میشود که چند روز عصر در ده جار بزند و مردم را مژدگانی از چنین روزی دهد. با اعلان و تعیین روز جشن شور و شوق عجیبی در مردم پدیدار میگردد. همه با میل و علاقه آماده برگزاری جشن میشوند. از بستگانشان در دهات مجاور و شهرها دعوت میکنند تا در روز جشن بافوس بیایند. در این جشن زنان وظایفی خاص و مردان مراسمی مخصوص بخود دارند که باید دور و جدا از هم این مراسم را در روز جشن انجام دهند. هرچه روز جشن نزدیکتر میشود اشتیاق مردم و کوشش آنها در تدارک جشن بیشتر میگردد. در این تدارک همگان شرکت میکنند و هر کمکی که از آنان خواسته شود انجام میدهند. میدان بزرگ ده16 چراغانی میشود دیوار و کیف میدان با قالی مفروش میگردد. کرسیها و تخت و بارگاه برپا میشود و روی تخت به زیباترین وجه تزئین می گردد.

در روز جشن نباید هیچ مردی در ده باشد، بنابراین عصر روز قبل از جشن عده ای از مردان وسائل خواب و خوراک خود را برداشته راهی سرچشمه میشوند. بقیه مردان و پسران باید صبح روز جشن از ده خارج شوند و هیچ مردی را حق آن نیست که روز جشن در ده بماند. در این روز اداره ده بدست زنان می افتد و زنان حاکم  مطلق اند  

با شروع جشن دروازه های ده قرق میشوند و هیچ مردی یا پسری حق ورود به ده را ندارد اگر کسی ندانسته وارد شود قراولان او را به حضور حاکم میآورند. حاکم یا یکی از وزراء با او صحبت می کنند و علت آمدن او را جویا میشوند. دومین سؤال از او اینست که : مگر نمیدانستی امروز جشن حکومت زن است و هیچ مردی را حق این نیست که وارد شود.

بسته به نوع جوابی که مرد تازه وارد میدهد او را می بخشند یا تنبیه می کنند17 .

در صبح روز جشن زنان بهترین لباس خود را می پوشند و دسته رامشگران زن درگوشه ای از بارگاه می نوازند. مدعوین18 و درباریان بدستور حاکم با چای و شربت پذیرائی میشوند. همه زنان ده بهر ترتیب که بتوانند خود را به میدان میرسانند و اگر در میدان جائی نیافتند به بام خانه های مشرف به میدان میروند، همه زنان شاد و مسرورند. به جلال و جبروت حاکم یکروزه غبطه می خورند. کف می زنند و شادی میکنند، با صدای بلند شادباش می گویند و کلی کلی میزنند.

میدان یکپارچه سرور و نشاط میشود وقتی رامشگران با اجازه حاکم آهنگ طرب سر میدهند همه دست میزنندو بفرمان حاکم رقص دستجمعی شروع میشود . زنان مسن که رقص چوبی را باستادی میدانند در وسط میدان حاضر میشوند، دست در دست یکدیگر حلقه کرده با آهنگ ملایم رقص چوبی آغاز میشود. این رقص بسیار جالب و در نوع خود بی نظیر است19 . رقص زنان مسن که باستادی میرقصند زنان دیگر را به پایکوبی وا میدارد و زنان جوان را مشتاق برقص میکند. با اجازه حاکم زنان جوانتر در میان زنان مسن برقص مشغول میشوند. صحنه ای جالب بوجود میآید. وقتی رقص چوبی زنان پایان میگیرد بدستور حاکم رقص دختران شروع میگردد لباس دختران در این رقص متحدالشکل نیست، عده ای لباس گرجی و تعدادی لباس شهری20 بتن دارند. این گوناگونی لباس در رقص آنقدر بدیع است که زنان دیگر را که ناظر هستند دچار تعجب میکند، این رقص چوبی رقصی است شهری و دهاتی.

این مراسم تا کمی بعد از ظهر ادامه دارد وسپس حاکم به زنان دستور میدهد که مدعوین و زنان ده برای صرف ناهار به منازل خود بروند و بعد از آنکه بارگاه خالی شد دستور مرخصی وزراء و درباریان نیز صادر میگردد و خود با ندیمه های مخصوص و قراولان حاضر بمنزل مراجعت میکند و فقط چند مستحفظ از بارگاه حراست مینمایند.

در همین روز در سرچشمه مراسم دیگری برپا است چنانکه قبلاً گفته شد سرچشمه تا ده 5 کیلومتر فاصله دارد و در دل کوهستان واقع است و آب بصورت آرتزین از زمین می جوشد و در جویبارهای افوس جاری میشود.

مردان بمحض ورود به سرچشمه جایگاه مخصوص خانوادگی خود را که اجدادشان در آن جایگاه چنین روزی را میگذرانیده اند آب و جارو کرده و چادرها را نصب می کنند21 چادرها از دوختن چهار چادرشب یا بیشتر بهم درست میشود هر چادر معمولاً پنج ستون چوبی دارد که یکی در وسط و بقیه در چهارگوش چادر نصب میشود بطوریکه وقتی چادر کاملاً نصب شد مانند یک چتر زیبا جلوه گر میگردد. وقتی همه چادرها برپا گردید چنان منظره بدیع و جالبی بوجود میآید که انسان بیاد زیباترین پلاژهای سواحل دریا می اندازد.

  رنگ گوناگون چادرها و اینکه در دو طرف دره در امتداد سیصد متر در شیب زمین بطور مطبق نصب شده اند، نسیم ملایم و خنک کوهستان که باین چادرها میوزد، مردان دهاتی با شلوار گشاد که داخل این چادرها و در کنار منقل و قوری و سماور لمیده اند، منظره پیران و جوانان و پسر بچه ها که بحکم مراسم از مادرانشان جدا شده اند، چمباتمه زدن عده ای از بچه ها در چادرها، بوی غذا که  فضای سرچشمه را در بر گرفته، آنطرف تر صدای جوشش آب از زمین، هیاهوی عده ای از مردم که هنوز بدنبال جای مناسب برای استقرار چادر میگردند، منظره کوهستان پربرف افوس و استخری که در قسمت شمال سرچشمه از انباشته شدن آب بوجود آمده، همه از مناظری است که هر بیننده ای را به تعجب وامیدارد.

جشن جمع آوری محصول در دهکده افوس.

 غذای مردها در سرچشمه از شب پیش اماده شده و در سرچشمه گرم میشود، وقتی کسی از نزدیک چادرها عبور می کند صاحب چادر با کمال خلوص و بدون ریا با صدای گیرا، وی را دعوت به صرف غذا وچای و میوه میکند. بعد از غذا مردان مسن تر با نشستن بدور سماور و منقل و قوری از گذشته های این جشن صحبت می کنند.

مردان جوان و پسر بچه ها از قسمتهای مختلف دره کوهستانی سرچشمه دیدن میکنند و بعضی از آنها برای آوردن برف راه ارتفاعات را در پیش میگیرند.

در سمت شمال غربی سرچشمه در حدود 20 متر بلندتر از کف سرچشمه آثار حوض سنگچین شده بچشم میخورد که در سراسر روز جشن عده ای اطراف آن نشسته و بصحبت مشغولند این حوض که آبی سرد و زلال داشته در نظر مردم حوضی مقدس و متبرک بوده است و در طول زمان معجزاتی از آن بمنصه ظهور رسیده است. اعتقاد عمومی بر آنست زمانی که حوض آب داشته22 همیشه جامی زرین مانند قایق روی آب گردش میکرده، اما این جام بنظر و دید همگان نمی آمده است وفقط افراد خیلی با ایمان و مؤمن آنرا میدیده اند. این افراد حق نداشتند که جام را لمس کنند چه بمحض آنکه اراده گرفتن جام را داشتند جام ناپدید میگردید. این حوض که اکنون هم پرچم سبز رنگی بر دیوار ان باهتزاز است در نزد افوسیها فوق العاده مقدس میباشد. چه امروزه هم مشکل گشای زن ومرد افوسی است وافوسیان را سخت بر این حوض اعتقاد است. دختران دم بخت با گذاردن عروسکی کوچک در شکافهای سنگی حوض بانتظار شوهر بخت خود را آزمایش می کنند. زنان شوهردار و بدون بچه عروسکی را در گهواره ای کوچک میخوابانند و بکنار حوض می نشینند و با خدای خود راز و نیاز میکنند، سپس سنگی کوچک و صاف را انتخاب نموده بدیوار حوض تکیه میدهند اگر سنگ به بدنه حوض بچسبد مراد آنان حاصل است و در صورت مراجعه به دکتر و دوا درمان سال آینده بقول خودشان صاحب پس کاکل زری یا دختر گیسو مروارید خواهند بود.

جوانانی که از دیواره شرقی ارتفاعات سرچشمه بالا میروند وقتی چشمشان به آثار دیواره سنگچین شده که توسط اجدادشان که یکمتر و نیم عرض دارد سراسر ناحیه ای را دربر میگیرد که میتوان از آنجا در مقابل مهاجمین دفاع کرد. این دیواره در حدود سال 1138 هجری قمری یعنی 5/2 قرن قبل برای مقابله با هجوم افاغنه ساخته شده23 و در پس دیوار بوده که جوانان و مردان افوس افغانها را که به دهاتشان حمله کرده بودند شکست دادند.

معروفست که وقتی خبر هجوم دسته ای از افغانها به افسوس رسید مردم ده خود را ترک کرده با زن و بچه اثاثیه و اغنام و احشامشان به سرچشمه پناه بردند و در پناه دیوار فوق بدفاع پرداختند، ساخت دیوار طوری است که مهاجم بایستی از یک سربالائی تند خود را به محصورین برساند.

در این صورت حمله به مهاجم آسان بوده و در دفاع را ممکن میسازد. جنگ با دستجات افاغنه 3 روز بطول می انجامد وقتی که آذوقه محاصره شدگان رو باتمام بوده و شکستشان قطعی، جوانی بلند بالا و رشید سوار بر اسب کبودی ظاهر شده و مردم را در جنگ با افاغنه ترغیب میکند24 .

این جوان شجاع پیشاپیش افوسیها به نبرد می پردازد، افوسیها بطوری تهییج شده که با شدت وقوت بدون ترس بر دشمن حمله می آورند، افغانها که انتظار چنین حمله ای را نداشته اند. مقاومت نکرده راه فرار در پیش میگیرند. بدین مناسبتها است که سرچشمه نزد افوسیها مقدس و متبرک است.

وقتی جوانان از بازدید قسمتهای مختلف سرچشمه فراغت یافتند درحدود ساعت 3 بعد از ظهر صدای تکبیر و الله اکبر در کوهستان طنین می افکند . این صدای مؤذن است که مردم را به نماز ودعا دعوت میکند. مردان و پسران با شنیدن صدای مؤذن بسمت غرب چشمه که مکانی رفیع ومسطح است میشتابند، امام جماعت حاضر است و نماز ظهر و عصر برگزار میگردد و سپس امام دست بدعا برداشته دیگران آمین می گویند. صدای دعا در کوهستان طنین می افکند و انعکاس آن دلها را به وجد آورده بخدا نزدیکتر میکند. همه با خلوص نیت دعا میکنند، احساس میشود که در این مکان بخدا نزدیک ترند. نماز و دعا ساعت 4 بعد از ظهر پایان می پذیرد و سپس مردم با یکدیگر دست می دهند، مراسم سرچشمه از این ساعت ببعد تمام شده و هر کس میخواهد میتواند بار و بنه خود را جمع کرده عازم ده شود. زنان تا دروازه به استقبال مردان میآیند و همراه آنان کوچه های ده را طی می کنند و در پیاده کردن اثاثیه و بار بآنها کمک میکنند. حوالی غروب همه مردان و پسران بخانواده خود ملحق میشوند. زنان از انجام مراسم خود و مردان از رویدادهای سرچشمه برای زنان نقل میکنند، هر طرف با دقت به سخنان طرف دیگر گوش میدهد تا آنچه میشنود در لوح ضمیرش نقش گیرد و برای آینده بتواند جشن را با این خصوصیات اجراء کند.

 پاورقی ها:

1 – شاه بادان – مراد خوبترین و مفیدترین باد است.

2 – نساران – کوهستان .

3 – در افوس 6 صحرا بقرار زیر وجود داردک

الف – زمینهای صحرای سرچشمه. ب – صحرای دره دی . ج – ورازگرد. د – صحرای آخاروئی. ه – صحرای ده روستائی. و – صحرای کویت روئی. این صحراها از نظر مرغوبیت زمین با هم اختلاف فاحش دارند.

4 – نام یکی از صحراهای افوس دره دی است.

5 – سندی از پوست آهو در دست آقای پاینده کشاورز 70 ساله افوس هست که حاوی فرمان شاه عباس دائر بر مهاجرت و اسکان این مردم در ناحیه افوس است. آفای پاینده از بازماندگان رؤسای گرجی نسبان می باشد.

6 – در سرشماری تیر ماه 48 .

7 – این یک درصد فقط دامدارند و شغل دیگر ندارند در حالیکه بقیه کشاورزان دامداری هم دارند.

8 – عوامل طبیعی، اقلیمی، اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و اجتماعی که هر یک در ساخت ده مؤثر بوده است.

9 – در این بازی یکی از بازیکنان دست خود را در یک نقطه بطور ثابت در نقطه ای در روی زمین میگذارد و دیگر بازیکنان با مشت به پای پشت او میزنندهرگاه این شخص توانست با پای خود یکی از آنها را لمس کند جای خود را باو میدهد و باین ترتیب دیگر بازیگارن شخص جدید را کتک می زنند.

10 – باین ترتیب است که هر یک از روی دیگر می پرند.

11 – در این بازی یک نفر با یک پا راه می رود و با پای دیگر بازیکنانی را که میخواهند باو نزدیک شوند کتک میزند. در این صورت شخصی که بدنش با پای این فرد تماس میگیرد بوسط میدان آمده جای نفر اول را می گیرد.

12 – گوبازی که شخصی یک توپ کوچک را پرتاب میکند همبازی های او باید توپ او را بگیرند و به طرف بازیکنان مخالف پرتاب می کنند وبازی بهمین ترتیب ادامه پیدا میکند.

13 – ریگی پائین – الک دولک.

14 – همه باید زن باشند.

15 – این مأمور دشتبان است.

16 – این میدان که سابقاً کنار ده قرار داشته امروز داخل ده است، یکطرفش مدرسه و طرف دیگرش دو مغازه و بقیه اطراف میدان را دیوار حیاطها محصور کرده است. وسعت این میدان تقریباً یکهزار و پانصد متر مربع است.

17 – یکی از معتمدان پیر برای نگارنده نقل میکرد که در یکی از جشنها توت فروشی وارد میشود و باخطار قراولان توجه نمیکند، او را با الاغ و بارش بحضور حاکم زنان میبرند، حاکم دستور میدهد که توتها را بین حضار تقسیم کنند. توت فروش آزده  خاطر اجازه مرخصی میطلبد اما تا عصر بازداشت میشود. حاکم عصر دستور میدهد تمام حاضرین بفراخور حال خود مقداری گندم یا حبوبات باو بدهند وقتی فرمان حاکم اجراء گردید چند بار گندم آماده شد که سوار بر الاغ کرده برایش میبرند. همین شخص نقل میکرد که در یکی دیگر از جشنها مرد غریبه ای سوار بر الاغ بمقصد ده دیگر گذرش بافوس افتاد وقتی او را بحضور حاکم بدند ستیز جوئی را آغاز کرد، حاکم دستور داد دست او را بسته و صورتش را ماست مالی کنند و سوار الاغ از افوس اخراج کنند.

18 – زنانیکه از طرف مردم این ده از دهات دیگر دعوت شده بودند، در جشن شرکت کرده بودند.

19 – میتوان آهنگ و ریتم رقص را ضبط کرد و نتی برای آن نوشت.

20 – تأثیر تمدن و فرهنگ شهر بین نوجوانان و بچه ها زیادتر دیده میشود.

21 – مردان دو یا سه خانواده که فامیل نزدیک هستند مشترکاً یک چادر نصب میکنند.

22 – چند سالی است که بعلت تغییرات جوی حوض خشک شده.

23 – دیوار سنگچین است و هیچ مواد دیگری در آن بکار نرفته است.

24 – عقیده عمومی بر آن  است که این جوان شجاع از غیب بکمک افوسیها آمده است، اما بنظر میرسد که این جوان از مردم  اطراف بوده وقتی که مردم را به جنگ تشوییق میکند و پس از رفتن افاغنه این مرد بسرعت دور میشود. یادگار این جوان هنوز هم در اذهان مردم افوس زنده است. 

لینک مطلب: http://kartvelebi.persianblog.ir/post/8

سه شنبه 4 بهمن ماه سال 1390
روایت اسنادی گرجیان مقیم ایران در گنجینه اسناد ملی ایران

روایت اسنادی گرجیان مقیم ایران در گنجینه اسناد ملی ایران

عکس هایی تاریخی از گرجیان مقیم ایران در اختیار گنجینه اسناد ملی ایران قرار گرفت.

همزمان با برگزاری سومین کنگره بزرگداشت زبان مادری گرجی در فریدونشهر در 18 شهریور ماه 90 مجموعه ای از عکس های تاریخی ایرانیان گرجی توسط امین الله قلانی از کارشناسان سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برای تنظیم، ثبت و نگهداری در اختیار سازمان اسناد و کتابخانه ملی قرار گرفت.

این مجموعه تصاویری از فرهنگ، آئین ها، پوشش مردان و زنان، معماری و جغرافیای بزرگترین سکونت گاه گرجیان در ایران است و می تواند منبع ارزشمندی برای پژوهشگران حوزه های تاریخ محلی، علوم اجتماعی، مردم شناسی و ایران شناسی باشد.

قدیمی ترین عکس موجود در ایران از روستای آخوره(فریدونشهر فعلی)، سکونتگاه گرجی زبانان ایران در 145 سال پیش، مردان آخوره در یکصد و بیست سال قبل و مجموعه عکس هایی از آمباکو چیلدزه کارمند بانک استقراضی که در آرشیوهای گرجستان نیز نگهداری می شود ، از جمله تصاویر این مجموعه می باشند. 

لینک مطلب: 

http://www.nlai.ir/Default.aspx?tabid=36&ctl=Details&mid=3469&ItemID=4167

شنبه 26 شهریور ماه سال 1390
یونسکو، منطقه گرجی نشین فریدونشهر را شهر سالم معرفی کرد

جام جم آنلاین: دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو در ایران گفت: با توجه به تنوع فراوان فرهنگ، همزیستی مسالمت‌آمیز 5 قوم در کنار یکدیگر و ناچیز بودن ناهنجاری اجتماعی در فریدونشهردر استان اصفهان، این شهر به عنوان شهر سالم از طریق یونسکو به دنیا معرفی می‌شود.  

به گزارش ایرنا، محمدرضا سعیدآبادی در سومین کنگره زبان و ادب گرجی در فریدونشهر به 4 دسته آثار ثبت شده در سازمان جهانی یونسکو اشاره کرد.

وی میراث فرهنگی،میراث طبیعی، میراث مستند یا حافظه جهانی و میراث ناملموس و زبان و آداب و رسوم اقوام مختلف را جزو آثار ثبت شده در سازمان جهانی یونسکو دانست.

سعیدآبادی با ابراز خرسندی از سیر صعودی و توسعه زبان گرجی در فریدونشهر پس از 400 سال، این موضوع را سند افتخاری برای این شهر و کشور ایران دانست.

سومین کنگره کشوری زبان و ادب گرجی با حضور دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو و پیام رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در شهرستان فریدونشهر برگزار شد.

شهر فریدونشهر با دارا بودن 14 هزار نفر گرجی بزرگ‌ترین شهر گرجی‌نشین ایران محسوب می‌شود و در 180 کیلومتری غرب اصفهان قرار دارد

جمعه 10 دی ماه سال 1389
یکی از شخصیتهای برجسته گرجی در ایران

زنده یاد اسکندر اصلانی

اسکندر اصلانی یکی دیگر از شخصیتهای نامدار گرجی در ایران می باشد که در روستای گرجی نشین چغیورت که در 15 کیلومتری فریدونشهر واقع شده متولد شد. (متاسفانه تاریخ تولد ایشان در دست نیست) و مثل بقیه مردم روستا به کار کشاورزی مشغول بود به روایت مردم روستا چنان فکر روشنی داشت که وی را از بقیه مردم متمایز میکرد خودم از افراد زیادی شنیدم که میگفتند همیشه یا به رادیو گوش می داد و اخبار ایران و جهان را پیگیری میکرد و یا کتاب مطالعه میکرد، علاوه بر روشنفکری، مردانگی، شجاعت و مبارزه علیه جهل و خرافات ایشان مثال زدنی می باشد. اگر شما در یک مهمانی یا محفلی که گرجیان در آن حضور داشته باشند حضور پیدا کنید محال است که در آن مجلس یادی از این بزرگ مرد به میان نیاید. به جرات میتوان گفت که زنده یاد اسکندر اصلانی در آن سالهائی که در چغیورت زندگی میکرد از نظر فکری نسبت به زمان خود 40 سال جلوتر بود ، و به همین علت بود که هیچ کس در آن زمان نتوانست افکار بلند ایشان را هضم کند و به روایت مردم و دوستان نزدیک، وی همیشه از این مسئله رنج میبرد . بنابر این تنها چاره را در این دید که کشور را ترک و به یک کشور دیگر مهاجرت کند ، وی کشور شوروی را برای مهاجرت انتخاب کرد زمانی که ایشان قصد مهاجرت به یک کشور دیگر را انتخاب کرد مردم آن زمان حتی بسختی میتوانستند در داخل کشور به یک شهر دیگر مهاجرت کنند و این خود نمونه بسیار واضح از فکر روشن وی بود چون ترک تابعیت کردن از کشور ایران و گرفتن تابعیت کشور شوروی در آن زمان و آن هم از یک روستا که میبایست تمام کارهای اداری مربوطه به مهاجرت در تهران انجام میشد کار هر کسی نبود. به هر حال وی حدود 40 سال پیش(شاید یک سال بیشتر یا کمتر) در حالی که تمام جمعیت روستا در دروازه روستا جمع شده بودند تا حدود 2 کلیومتر اشک ریزان این خانواده را بدرقه نمودند، که خود بنده هم آن زمان 10 ساله بودم و بخوبی این رویداد را به خاطر می آورم چون من هم در بدرقه آنان حضور داشتم، کشور ایران و روستای چغیورت را به قصد مهاجرت ترک کرد و در گرجستان زندگی جدیدی را آغاز نمود، به این امید که شاید آنجا کسی پیدا شود که گوش شنوائی داشته باشد و فکر او را درک نماید .

اما تنها چیزی که از وی برای ما به یادگار ماند آن خاطرات  ایشان و نصیحتهائی که در آن موقع هیچ کس معنا و مفهوم آن را ندانست . تا این که سالها بعد  رفته رفته علم و بینش سیاسی مردم بیشتر شد و تازه فهمیدند که عجب گوهر گرانبهائی در کنار خود داشتند و نتوانستند از وی بهره ببرند .

به هر حال باید به گذشته خودمان افسوس بخوریم که نتوانستیم از روشنفکران خود استفاده بکنیم و این مردان بزرگ با همه آرزوهائی که برای سربلندی میهن و مردم خود دارند مجبور به ترک وطن میشوند و من نمی دانم چه کسی را باید مقصر دانست ما مردم را که افکار بلند آنان را نتوانستیم هضم کنیم یا حاکمانی که نخواستند ما بیشتر از این بیدار باشیم . هر چه بود مثل برق و باد گذشت، اما آن آموزه های اجتماعی و سیاسی و هم نوع دوستی وی همیشه سینه به سینه به نسلهای بعد منتقل می شود و یاد و خاطراتش هیچ گاه فراموش نخواهد شد . البته به عرض همه خوانندگان برسانم که اگر بخواهیم بیوگرافی کامل این شخصیت نامدار را بنویسیم حتماً یک کتاب خواهد شد . و این تنها با کمک و همکاری فرزندان آن زنده یاد میسر می باشد و امیدوارم که روزی برای این امر مهم اقدام نمایند . تا آن جوانانی که تنها در مجالس و محافل نام او را شنیده اند بدانند که وی برای بیداری مردم چه تاوانی بزرگی را پرداخته است .

در پایان لازم به ذکر است که بعرض دوستان برسانم که معرفی این شخصیت بسیار مختصر بود و علت هم آن است که من اجازه بیشتر از این ندارم و امیدوارم که بتوانم با کمک فرزندان این زنده یاد شرح مفصلی از زندگی نامه ایشان را آماده و منتشر کنیم .البته همین شرح مختصر هم برای  اولین بار و تنها از این وبلاگ صورت میگیرد و تاکنون هیچ کس و در هیچ کجا برای معرفی آن اقدامی ننموده  و خوشحالم که این افتخار نصیب من شده تا به معرفی ایشان بپردازم، صرفاً به این امید که مبادا نام ایشان به فراموشی سپرده شود. من از همه دوستانی که دستی به قلم دارند خواهش میکنم که حتماً در نوشته‌های خود این شخصیت را معرفی نمایند .

روحش شاد و یادش گرامی باد

یکشنبه 7 آذر ماه سال 1389
نرم افزار آموزش زبان گرجی

با سلام خدمت همه دوستانی که از این وبلاگ دیدن می کنند . و قصد کسب اطلاعات در مورد گرجیان ایران را دارند و یا هدف‌شان یاد گیری زبان گرجی می باشد هم اکنون نرم افزاری را به شما پیشنهاد می کنم که آن را دانلود کنید تا برای یاد گیری زبان گرجی به شما کمک نماید این نرم افزار فوق العاده مفید می باشد و حتماً آن را دانلود نمایید بخصوص آن دسته از دوستانی که همیشه از بنده درخواست کمک برای یاد گیری زبان گرجی داشتند.

به امید آن که زبان گرجی همان طور که تاکنون زنده و پویا به دست ما رسیده به همین شکل بلکه بهتر از گذشته به نسلهای بعد بسپاریم تا رسالت خودمان را به بخوبی انجام داده باشیم.  

                                            دانلود

جمعه 28 آبان ماه سال 1389
پرواز مستقیم بین ایران و گرجستان برقرار شد

سرانجام پس از ماهها انتظار امروز نخستین پرواز مستقیم بین شهرهای تفلیس و تهران انجام شد. این پرواز که توسط شرکت هواپیمایی گرجستان برقرار شده است در حال حاضر دوبار در هفته روزهای شنبه و سه شنبه انجام می شود. روزهای شنبه ساعت پرواز از تفلیس 5:10 بامداد و از تهران 7:10 بامداد و روزهای سه شنبه از تفلیس 11:30 و از تهران 13:30 اعلام شده است. به گزارش ایلنا به نقل از نماینده شرکت هوایی فعلن پرواز در این مسیر با هواپیمای کوچک ‍CRJ کانادایی انجام می شود

لینک مطلب:http://gorjiran.com

جمعه 28 آبان ماه سال 1389
لغو روادید بین ایران و گرجستان

Visa Free Regime Signed Between Georgia and Iran

Visa free regime between Iran and Georgia will enter into force in the beginning of 2011.

Agreement on visa-free travel between Georgia and Iran was signed in Tbilisi today. The document was signed by Minister of Foreign Affairs of Georgia Grigol Vashadze and his Iranian counterpart Manouchehr Mottaki.
Mottaki says the document signed between the states is historic event. He says that tourism will be developed by this

پیمان لغو روادید بین ایران و گرجستان به امضا رسید

پیمان لغو روادید برای مسافرت اتباع دو کشور گرجستان و ایران امروز به امضای وزرای امور خارجه گرجستان و جمهوری اسلامی رسید. قرار است از ابتدای سال 2011 مسافرت اتباع دو کشور بدون نیاز به دریافت روادید به اجرا در بیاید. به گزارش اینترپرس منوچهر متکی امضاء این پیمان نامه را واقعه ای تاریخی دانست. 

لینک مطلب: http://gorjiran.com/ 

پنجشنبه 11 شهریور ماه سال 1389
آهنگ گرجی

دانلود آهنگ گرجی saqartvelo

دوشنبه 27 اردیبهشت ماه سال 1389
گرجی ها بهترین و دلیرترین مدافعان کشور

  زبان گرجی

زبان گرجی (به گرجی: ქართული ენა تلفظ: کارتولی اِنا) در شمار زبانهای قفقازی است. زبانهای قفقازی به آن دسته از زبانها گفته می‌شود که در منطقه قفقاز بین دریای سیاه و دریای خزر در محدوده جماهیر شوروی پیشین بوسیله آن ارتباط برقرار می‌شد.

منطقه جنوب قفقاز شامل زبانهای کارتولی (گرجی) می‌شود ـ به گروه زبانهای کارتولی زبانهای ایبری نیز گفته می‌شود که این واژه احتمالاً نام گرجستان (شرقی) در زبان یونانی بیزانس می‌باشد.

زبان گرجی به زبان ادبی و علمی از زبانهای کارتولی اطلاق می‌شود و زبان شناخته شده و رسمی کشور گرجستان می‌باشد. در تاریخ 14 آوریل 1978 مردم و دولتمردان گرجستان دفاع خود از زبان مادری را اعلام کردند. بین قانون اساسی جمهوریهای اتحاد شوروی آن زمان فقط در قانون اساسی جمهوری سوسیالیستی گرجستان، زبان گرجی به عنوان زبان رسمی ودولتی قید شده است. در شرایط سیاسی واجتماعی امپراتوری شوروی آن عصر که حکومت رسمی متوجه به هم آمیختگی اقوام گوناگونی در یک مجموعه سیاسی و فرهنگی واحد بود، تلاش برای اعلام زبان مادری به عنوان زبان دولتی برابر با دلاوری و از خود گذشتگی بود.

الفبای گرجی

یکی از قدیمی‌ترین سیستمهای نوشتاری جهان خط گرجی است بر اساس روایات تاریخی که در کتاب باستانی « سرگذشت کارتیل» آمده است، خط گرجی در دوره استقرار دولت گرجستان شرقی یا ایبریا در قرن سه و چهارم پیش از میلاد اختراع شده است و گفته می‌شود که پرنواز اولین پادشاه کارتیل (گرجستان شرقی) الفبای گرجی را اختراع کرد ولی با استناد به آثار مکتوب گرجی که در دسترس پژوهشگران قرار دارد، تاریخ موثق نوشتار گرجی از قرن پنجم مسیحی آغاز می‌‌شود.

در طی 15 قرن اخیر تغییراتی در تعداد وطرز ترسیم حروف رخ داد و امروز الفبای زبان گرجی شمال 33حرف می‌‌باشد و از چب به راست نوشته می‌‌شود

اینک در جهان بیش از سه هزار زبان وجود دارد ولی تعداد خط والفبا بیش از 14-16 نیست. اساس الفبای گرجی را در طی عمر طولانی خود یعنی از قرن پنجم مسیحی تا امروز خط حروفی یعنی الفبایی تشکیل داده است هرکدام از علامات این زبان با صوت مطابقت کامل دارد. از لحاظ تناسب و تطبیق نوشتار وتلفظ الفبای گرجی فوق العاده کامل و عالی است، بدین معنی که در زبان خط گرجی یک مثال عدم مطابقت حروف واصوات دیده نشده است

الفبای گرجی چه درقرون گذشته و چه در عصر حاضر یگانه الفبایی است که مورد استفاده همه گرجیان قرار گرفته است ولی حوزه استعمال آن دربعضی موارد از سرحدات گرجستان تجاوز می‌‌کند. غیر از خود گرجیان الفبای گرجی در قرون وسطی مورد استفاده بعضی از ساکنان شمال قفقاز قرار گرفته است. مثلا در داغستان، چچن و اینگوشتیا سنگ مقبره‌ها وکتیبه‌های متعددی وجود دارد که به زبان گرجی نوشته شده است

در بعضی موارد این سنگ نوشته‌ها "دو زبانی" هستند، یعنی به زبان گرجی و زبان ساکنان آن محل نگاشته شده‌اند ولی در هر دو مورد از زبان گرجی استفاده کرده‌اند الفبای گرجی یکی از عوامل مهم و رواج فرهنگ وادبیات آسی (قوم ایرانی نژاد در کوهه‌های قفقاز) قرن 19 بود.

الفبای گرجی 33 حرف دارد که از سمت چپ به راست نوشته می‌‌شود و تلفظ 8 حرف آن مختص زبان گرجی می‌‌باشد.

پیشینه ادبی

ادبیات گرجی از قرن 5 مسیحی کتبا مستند می‌‌باشد. از اوایل قرن 4 میلادی دین رسمی تمام گرجستان مسیحیت اعلام شد. نوشتار گرجی یکی از قدیمیترین سیستم‌های نوشتار جهان است. بنا به روایت تاریخی که در کتاب باستانی سرگذشت کارتیل (kartlis Tskhovreba )منعکس شده است احداث نوشتار گرجی به دوره استقرار دولت گرجستان شرقی یا "ایبریا"(Iberia)در قرون 3-4 پیش از زبان گرجی متعلق به خانواده زبانهای کارتول(kartvel)یکی از گروههای رایج در قفقاز می‌‌باشد این خانواده شامل زبان گرجی، زبان مگری، چانی و اسونی است.

میلاد نسبت داده شده است ولی به استناد آثار کتبی گرجی که امروزه در دست محققان است تاریخ موثق نوشتار گرجی از قرن پنجم مسیحی آغاز می‌‌شود.

قدیمیترین سنگ نوشته گرجی به وسیله کوربو (Corbo)باستان شناس ایتالیایی در فلسطین کشف شد وتاریخ کتابت آن در حدود سال 343 مسیحی تعیین شده است. در سرزمین گرجستان قدیمیترین اثر خطی سنگ نوشته‌ای است در کلیسای بولنیسی (Bolnisi )در گرجستان جنوبی که تاریخ کتابت آن سال 492 مسیحی می‌‌باشد.

دین

نظام سلطنتی فئودالی در گرجستان

اهمیت مسیحی شدن گرجستان را که در طی سلطنت کنستانتین کبیر در حدود 330 میلادی روی داد، تاثیر آن را در هنر، ادبیات، فرهنگ و بطور کلی در روش زندگی گرجی‌ها نمی‌توان به خوبی برآورد کرد. این تبدیل دین در سنتهای گرجی، یونانی، و ارمنی به کی کنیز مقدسی از کاپادوکیا به نام نینوی مقدس، نسبت داده می‌شود که دارای نیروی معجزه‌گر شفابخشی بود. این زن، یک ملکه ایبریایی به نام نانا را که از بیماری مرموزی رنج می‌برد شفا داد، و مورد توجه و اعتماد او قرار گرفت. پادشاه گرجستان به نام میریان به نوبه خود به هنگام شکار به آیین عیسوی درآمد و آن در زمانی بود که در تاریکی (که احتمالا بر اثر کسوف روی داده بود)، راه خود را گم کرد، و سپس هنگامی که از خدای عیسویان استمداد نمود، تاریکی به روشنی مبدل شد. در شهر سلطنتی متسخته به لطف الهی کلیسایی برپا شد: ستون مرکزی را از قراری که می‌گفتند- نه ماشین و نه افراد نمی‌توانستند از جای بلند کنند،‌ ولی این ستون، با نیرویی نامرئی و معجزه آسا به هوا بلند شد و برپایه خود قرار گرفت. شرح اصلی تبدیل دین ایبریایی‌ها به وسیله روفینوس، که تاریخ کلیسا را در 403 میلادی نوشت، براساس روایت شفاهی یک شاهزاده گرجی به نام باکور بود، که روفینوس او را شخصا در فلسطین ملاقات کرده بود. بنابراین، شرح مزبورنسبتا موثق است، ولی مطالب مربوز به افسانه‌هایی که در پیرامون نینوی مقدس گفته شده است، صادق نیست. همچنین مفسران ارمنی و گرجی تبدیل دین ایبریای قفقازی را به دست نینو، با تبدیل دین ارمنستان به دست گریگوری نورانی و ریپ سیم مقدسه و با کره‌های همکار او، در 301 میلادی اشتباه می‌کنند، و در شرح خود مطالب خیال‌انگیزی آورده‌اند. حتی در 1965 مولف دانشمندی مانند جناب میخاییل بوردو، در کتاب «تخدیر مردم» نینو را مرد دانسته است، و می‌گوید که او را به صلیب کشیده‌اند، در صورتیکه این زن به مرگ طبیعی و دراوج تقدس درگذشت و در بودبه در استان کاختی، به خاک سپرده شد.

در روایات بعدی، توجه خاصی به مطالب مربوط به «صلیب واقعی» و پیراهن بی‌درز عیسی مسیح شده است که می‌گفتند آن را یهودیان از کوه جلجتا به متسخته بردند، و بعد از مصلوب شدن عیسی در آ»جا نگاه داری کردند. این افسنه در سنتهای باستانی امت یهود درگرجستان تا اندازه‌ای اعتبار دارد، زیرا حتی پیش ازماموریت تبلیغی نینو، عیسویت در گرجستان دارای پیروانی بود. مطالب بعضی از سنگ قبرهای قدیمی یهودیان که دراین بخش از گرجستان بدست آمده، به وسیله استاد گ.و.تسه رتلی مورد بررسی قرار گرفته و به چاپ رسیده است.

این تبدیل دین به عیسویت، که برای گرجی‌ها نتایجی عظیم داشت، همراه با حوادثی تاریخی بود. یک نسل پیش از آن، عیسویت در ارمنستان پیروز شده بود. در این سرزمین، تیرداد شاه، گریگوری مقدس معروف به «نورانی» را به طرزی وحشتناک شکنجه کرد، و ریپ سیم، گایانه و باکره‌های ملازم او را به قتل رساند، و پس از چند سال جنون به عیسویت گروید. (شکنجه‌های وحشتناکی که بر گریگوری مقدس وارد آمد، بر روی دیوارهای کلیسای ارمنی در جلفای جدید نزدیک اصفهان، به تصویر کشیده شده است.). همچنین باید به خاطر داشت که تا زمان نینوی مقدس، بخشهایی از گرجستان غربی، شامل کولخیس، ابخازیا، و لازیکا، بر اثر فعالیتهای مبلغان مسیحی درطول کرانه‌های دریای سیاه، به عیسویت گرویده بودند. اگرجه مسیحیت تا سده ششم به عنوان مذهب رسمی در لازیکا پذیرفته نشد، در شورای نیقیه در325 میلادی، اسقفهایی هم از ترابوزان، (بندر عمده لازیکا)، و هم از بیچوینتا (پیتیونت)، بندر سوق‌الجیشی  مقر مطران در ساحل آبخازیا، شرکت جستند. بدین ترتیب تا سال 330 میلادی اوضاع سیاسی در تبدیل دین گرجستان شرقی تاثیر بخشید و این سرزمین دین رسمی رومیان را قبول کرد، و طبقه حاکمه ایبریا آن را بدون مخالفت پذیرفت. گرجی‌ها و ارمنی‌ها به صورت پاسداران عیسویت در شرق درآمدند، و از این تاریخ به بعد، حیات فرهنگی و اجتماعی آنان از فرهنگ ایران زردشتی به دور شد، و بعدها از تمدن اسلامی جهان عرب نیز کناره گرفت، و به مراکز بزرگ اورتودوکس عیسوی متمایل شد، و تحت تاثیر حیات اجتماعی و فرهنگ مادی آن قرار گرفت.

جمعیت گرجستان در سال ۱۳۸۷، ۴/۶۳۰/۰۰۰ تن بوده است، که ۸۳/۸ درصد آنان از نژاد گرجی بوده اند که به زبان گرجی صحبت می‌کنند، این زبان دارای خط ویژه خود می‌باشد. سایر نژادهای ساکن در گرجستان؛ آذری، روسی، آبخازی، و اوستیایی هستند.

 مردم گرجی

مردم گرجی مردمی هستند که ریشهٔ نژادی آنها گرجی است . نژاد گرجی‌ها از ریشه‌ٔ قفقازی است و بیشتر آنان پیرو آیین مسیحیت هستند.

گرجستان تاریخ و فرهنگ بسیار غنی و کهنی دارد و پادشاهان، شاعران، نویسندگان، دانشمندان، ادیبان، و سرداران جنگی نامدار بسیاری دارد که منشأ خدمات بسیاری بوده اند. پادشاهی‌های گرجی در دوره‌های باستانی، یعنی ایبریا در شرق کشور و اگریسی در غرب، از نخستین کشورهایی بودند که به ترتیب در سالهای ۳۱۷ و ۵۲۳ میلادی، مسیحیت را دین رسمی خود ساختند.

در ایران نیز گرجی‌ها منشأ خدمات بزرگی بوده‌اند. در دوره صفویه، مادر بسیاری از شاهان، از مردم گرجی بوده‌اند و گرجی‌ها در بسیاری از مناصب کشوری و لشکری مشغول خدمت بودند و از بهترین و دلیرترین سپاهیان ایران به شمار می‌آمدند. تاریخ و فرهنگ مردم گرجستان با ایران اشتراکات بسیاری دارد و رابطهٔ دو کشور به پیش از دوره هخامنشیان می‌رسد. مردم گرجی علاقه فراوانی به فرهنگ ایرانی و زبان فارسی دارند و این زبان در برخی از مدارس و دانشگاه‌های گرجستان آموزش داده می‌شود. از سرداران گرجی دورهٔ صفویه می‌توان اللّه وردی خان، امامقلی خان، و رستم‌خان قوللر آقاسی را نام برد. 

لینک مطلب:http://www.iras.ir/fa/pages/content.php?id=214

پنجشنبه 27 اسفند ماه سال 1388
گرجستان در یک نگاه

اوضاع اقلیمی

تنوع آب و هوایی واقعا در این کشور شگفت انگیز است. شما می توانید وسایل اسکی خود را بردارید و ساعتها اسکی کنید و هر گاه خسته شدید ، بروید ساحل و شنا کنید! دو سوم کشور گرجستان کوهستانی است. بهترین سواحل دریای سیاه نیز در این سرزمین قرار دارد.

باغستان معروفی در منطقه آجاریا وجود دارد که در آن گیاهان متعددی از نقاط گوناگون جهان، رشد و نمو می کند. در این باغستان گیاه استرالیایی در کنار گیاه آفریقایی و آمریکایی در حال رشد و نمو می باشد و این به خوبی اثبات می نماید که شرایط اقلیمی این منطقه کاملا ویژه می باشد .

ساحل سحر آمیز دریای سیاه نیز در گرجستان قرار دارد . در نزدیکی بندر پوتی منطقه ای قرار دارد که ساحل سحر آمیز یا ساحل مغناطیسی گفته می شود. باور بر این است که شنا کردن در این منطقه و آفتاب گرفتن بر روی شنهای ساحلی منجر به درمان بیماری های شخص میشود. بر اساس تحقیقات دانشگاه اورکی گرجستان، ترکیب ماسه های ساحل این منطقه حاوی مواد معدنی ویژه ای است که اثرات درمانی آن درمورد بیماری های قلبی، عروقی و عصبی به اثبات رسیده است. بر اساس این مطالعات تنها دو منطقه در جهان شناخته شده است که چنین خواصی در آن وجود دارد . چند روز استراحت و تفریح در این منطقه می تواند عامل درمان یا پیشگیری از بسیاری بیماری ها باشد .

کوهستان ها ی گرجستان سرچشمه رودهای متعددی می باشد و عبور رودخانه از شهر ها و روستاهای این کشور سیمای آن را دیدنی تر ساخته است. رودخانه کوری از وسط شهر تفلیس عبور می نماید و چشم اندازهای کم نظیری در این شهر پدید آورده است.

مناطق ساحلی گرجستان از دیرباز پذیرای هزاران جهانگرد به ویژه در فصل تابستان بوده است. در دوران شوروی سابق، این منطقه از بهترین نقاط تفریحی امپراطوری شناخته میشد و هنوز آثار مربوط به تفریحگاه های سران مسکو در این مناطق وجود دارد .

تاریخ و معماری

کشور گرجستان بخشی از منطقه قفقاز می باشد . از ویژگی های کشورهای این منطقه، تاریخ پر فراز و نشیب آن است . گرجستان در طول تاریخ تحت کنترل امپراطوری های گوناگون بوده است از جمله این کشور بخشی از شاهنشاهی مادها، هخامنشیان، ساسانیان و صفویه محسوب می گردیده است. امپراطوری های روم ، روم شرقی ، عثمانی و شوروی نیز در دوران هایی بر گرجستان سیطره داشته اند. در دوران قاجار گرجستان بخشی از قلمرو ایران محسوب می گردید که طی قرارداد ننگین گلستان به شوروی واگذار شد . از نظر تاریخ محلی ، گرجستان قلمرو پادشاهی های باستانی کلخیس و کارتلی – ایبریا محسوب می شود. به طور سنتی زمان تشکیل دولت گرجستان اواخر قرن چهارم پیش از میلاد و به پارناوازشاه نسبت داده میشود. گرجستان دارای آثار تاریخی گوناگونی میباشد به طوریکه بازدید از این کشور و بناهای تاریخی آن به منزله بازدید از موزه ای تاریخی از فرهنگ باستانی شرق و غرب می باشد. اگر بخواهیم برای شما از این بناها نام ببریم قطعا نیازمند نگارش کتابی قطور خواهیم بود. در سفر به گرجستان حتما خودتان این مطلب را تایید خواهید کرد. در اینجا تنها به معرفی چند آثار تاریخی منحصر به فرد این کشور بسنده می نماییم.

مسجد دو محراب: این مسجد احتمالا تنها مسجدی است در دنیا که در آن دو محراب وجود دارد . یکی برای شیعیان و دیگری برای سنی ها. شیعه و سنی در کنار هم می توانند در این مسجد نماز بخوانند . این مسجد به خوبی بیانگر این بعد از جامعه گرجستان است که اقوام گوناگون با آرامش در کنار هم زندگی میکنند.

موزه استالین: این موزه در شهر زادگاه استالین، گوری واقع شده است و شامل عکسها ، مکاتبات و اسناد مربوط به این دوران می شود. بازدید از این موزه شما را با بخشی از تاریخ قرن بیستم آشنا میکند.

اوضاع سیاسی و اجتماعی

بعد از فروپاشی شوروی ، گرجستان دورن پر تنشی را گذراند و مشکلات اجتماعی و اقتصادی دامن مردم را گرفت. اوایل سال 2004 میلادی در تحولی که انقلاب رز نامیده می شود شرایط سیاسی کشور تغییر یافت و حزب حرکت ملی به قدرت رسید. این تحول بدون خون ریزی و اعمال خشونت صورت گرفت. از آن زمان گرجستان حرکت به سمت مردم سالاری را با سرعتی شگرف آغاز کرده است. دست باجگیران و مفت خوران از عرصه قدرت کوتاه گردیده و آرامش و امنیت در کشور حاکم شده است. اکنون دیگر پلیس این کشور به مردم احترام میگذارد.

انقلاب رز پدیده ای جالب برای علاقه مندان به علوم سیاسی می باشد .

مردمان گرجستان

یکی از ویژگیهای گرجستان تنوع قومی و نژادی می باشد . گرجی ها ، ارمنی ها ، آذری ها، روس ها و اقوام دیگر در کنار هم در این کشور زندگی میکنند. مسیحیان ارتدوکس، کاتولیک ها ، ارامنه ، مسلمانان و یهودیان در کنار یکدیگر هم زیستی دارند. در حدود ده درصد از جمعیت این کشور را مسلمانان تشکیل می دهند. اغلب مسلمانان در منطقه آجارا زندگی می کنند. در محله اورتاجالای تفلیس می توان کلیسای ارتدوکس ، کلیسای ارامنه، کنیسه یهودیان و مسجد مسلمانان را به فاصله ای نزدیک از هم مشاهده کرد.

گرجی ها که در جامعه ای متنوع زندگی میکنند همواره پذیرای غریبه ها هستند. مهمان نوازی گرجی ها واقعا عالی است. در طول اقامت شما در گرجستان حتما به منزل گرجی ها دعوت خواهید شد. گرجی ها هرچند از پادشاهان ایرانی خاطره تاریخی خوشی ندارند اما مردم ایران را دوست خود می دانند. گرجی ها در اولین مهمانی خود معمولا سفره ویژه ای می گسترانند که به میز گرجی معروف شده است. در این سفره نوشیدنی ها و غذاهای مخصوصی وجود دارد که صرف آنها با آداب و رسوم ویژه ای صورت می گیرد. اغلب گرجی ها اهل تفریح و خوشگذارنی هستند و تفریح کردن برای آنها بیشتر از نو سازی ساختمان یا اتوموبیل اهمیت دارد . سفر به گرجستان فرصتی است برای یافتن دوستان جدید با فرهنگی پویا 

لینک مطلب: 

http://gorjestan.blogfars.com/blog.html?page=comments&member=gorjestan&newsid=59687

1 2 3 4 5 6 >>
تعداد بازدیدکنندگان : 188289


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

 

کپی برداری و استفاده از مطالب این وبلاگ فقط با ذکر آدرس و لینک مستقیم وبلاگ مجاز می باشد


* نام و نام خانوادگی :
آدرس وب سایت :
* آدرس ایمیل:
سن :
شهر :
تلفن :
آدرس :
نحوه تماس با شما: تلفن: آدرس ایمیل
نحوه آشنایی شما با ما:
موضوع پیام:
*پیام:

فرم تماس از پارس تولز